اما شما نباید انیماشک جوان را از خود دور می کردید. او با عکس هایش مانند دختران رفتار می کرد. و آن میلف سرگرمی اش را مسخره می کرد. بنابراین او را زمین گذاشت و بدون اینکه بخواهد سوراخ های خیس او را برداشت. و هر چه انگشتانش عمیق تر فرو می رفت، مقاومت کمتری نشان می داد. همیشه لعنت کردن رئیس و شلخته کردنش لذت بخش بود. پس از مکیدن خروس خود - او آن مرد را به عنوان استاد خود شناخت.
استفانی| 21 چند روز قبل
من یکی رو خیلی بد میخوام
مایکل| 7 چند روز قبل
چه شروع جالبی و خواهر در آن سوتین عالی به نظر می رسد. معلوم شد خواهر و برادر پیشرفته هستند. شوخی سیگار واقعا به دلم نشست.
من در آن بهتر هستم
اما شما نباید انیماشک جوان را از خود دور می کردید. او با عکس هایش مانند دختران رفتار می کرد. و آن میلف سرگرمی اش را مسخره می کرد. بنابراین او را زمین گذاشت و بدون اینکه بخواهد سوراخ های خیس او را برداشت. و هر چه انگشتانش عمیق تر فرو می رفت، مقاومت کمتری نشان می داد. همیشه لعنت کردن رئیس و شلخته کردنش لذت بخش بود. پس از مکیدن خروس خود - او آن مرد را به عنوان استاد خود شناخت.
من یکی رو خیلی بد میخوام
چه شروع جالبی و خواهر در آن سوتین عالی به نظر می رسد. معلوم شد خواهر و برادر پیشرفته هستند. شوخی سیگار واقعا به دلم نشست.
چقدر شیرین... ممم... جاهایش را عوض می کردم
من می خواهم یک بیدمشک مو را لیس بزنم
اوه، او خوب است.
¶ و من آن را خیلی بد می خواهم ¶