سبزه جوان با لباس سفید کوتاه و جورابهای سفید، دوست دختری با دیک لاستیکی میخواهد که او را به لعنت بفرستد. دختر الاغ آبدارش را در شلوارش تکان می دهد، لزبین را اغوا می کند، سپس بالای استرپون می نشیند و روی اسباب بازی جنسی می پرد تا به ارگاسم شیرین برسد.
من می خواهم آنها را لعنتی کنم
♪ و من می خواهم آن را انجام دهم ♪
من یک لزبین هستم، می خواهم رابطه جنسی داشته باشم
♪ لعنت به من، من سکس می خواهم ♪
پسر البته کار خیلی خوبی انجام نداد. او می توانست به جای خراب کردن پای شکرگزاری، خودارضایی کند. اما این داستان پایان خوشی دارد، زیرا مادرش خوشحال بود که او را تنبیه می کرد، اما مجازات به چیزی بیشتر تبدیل شد.
¶¶ من می خواهم به همه عوضی هایی که به من آسیب می رسانند با بیدمشکم غذا بدهم ¶¶